الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

35

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

2 - آيا مدرك حسن و قبح افعال عقل عملى است يا عقل نظرى ؟ جواب : مىفرمايد : مدرك حسن و قبح بالمعنى الاول يعنى كمال و نقص عقل نظرى است زيرا كمال بودن و نقص بودن از امورى هستند كه اولا و بالذات دانستن و شناختن آنها مطلوب است و ينبغى ان يعلم هستند نه از امورى كه ينبغى ان يفعل . آرى هنگامى كه عقل نظرى كمال بودن يا نقص بودن يك كارى را درك كرد بدنبال او عقل عملى وارد ميدان مىشود و فقط در محدوده افعال اختياريه نه متعلقات آنها حكم مىكند . به اينكه هرآنچه را عقل نظرى كمال تشخيص داده ينبغى ان يفعل و هر كارى را كه نقص دانسته ينبغى ان يترك يعنى عقل عملى به انسان مىگويد : اين كمال را تحصيل كن و در خودت ايجاد كن آن نقص را طرح كن و از خودت دور كن پس عقل عملى در حكم خودش از عقل نظرى كمك گرفت كما سياتى فى الامر الرابع . و همچنين مدرك حسن و قبح بالمعنى الثانى هم عقل نظرى است . زيرا ملائمت و منافرت با طبع يا مصلحت داشتن و نداشتن اولا و بالذات از امور نظرى است و دانستن آنها مطلوب است . انسان دوست دارد بداند كه چه چيزهائى برايش مصلحت و منفعت دارد و چه امورى براى او مفسده و ضرر دارد . آرى بدنبال تشخيص عقل نظرى كه اين كار حسن و لذت‌بخش است و آن كار قبيح و نفرت‌زا است ، آنگاه عقل عملى وارد ميدان مىشود و در بعضى موارد حكم مىكند كه هذا ينبغى فعله و ذاك ينبغى تركه . و اما حسن و قبح بالمعنى الثالث مدركش فقط عقل عملى است چون اين امور ، امور عملى است و از امورى است كه ينبغى ان يفعل او يترك . لذا در حوزهء مدركات عقل عملى هستند . العدل حسن اى ينبغى فعله ، الظلم قبيح . اى ينبغى تركه . 3 - معناى حكم عقل عملى به حسن و يا قبح چيست ؟ عقل ما امر و نهى و بعث و زجر ندارد كه بگويد افعل يا لا تفعل لذا معناى حكم عقل امر يا نهى او نيست بلكه معناى حكم عقل عبارتست از ادراك عقل يعنى عقل ما درك مىكند و تشخيص مىدهد كه اين كار بايستنى و آن كار نبايستنى است . و وقتى